امامت در قرآن...

امامت در قرآن

 

سوال: اگر امامت ازاصول است، چرا قرآن در این مورد سخن نگفته است؟

 

پاسخ:در این که مدیریت جامعه پس از پیامبر(ص) به شخصیت والایی نیازمند است،جای گفتگو نیست وخرد هر انسان منصفی براین اصل داوری می کند،واتفاقآ قرآن- برخلاف نظر پرسشگر- رهبری امت (امامت) رابه صورت کلی مطرح می کند.

آیاتی که امامت را مطرح می کنند:

1-آیه ولایت

*انما ولیکم الله ورسوله والذین آمنوا الذین یقیمون الصلاة ویؤتون الزکاة وهم راکعون* مائده/55

ما را در ادامه مطلب همراهی نمایید.

ادامه نوشته

امامت در نزد شیعه ...

امامت در نزد شیعه

*امامت

امامت یکی از اصول اسلامی است که شیعیان به آن اعتقاد دارند وآنچه این طایفه را از دیگر گروه ها جدامی سازد.اعتقاد به انتصابی بودن مقام امامت،به سان انتصابی بودن مقام نبوت است. شیعیان معتقدند که امامت یک مقام الهی وسماوی است وجانشین پیامبر(ص) باید ازطریق وحی الهی به وسیله پیامبر(ص) تعیین گردد. عالمان شیعه امامت راجزء اصول اعتقادی می شمارند،ولی علمای اهل سنت، امامت وخلافت را شاخه ای از مسأله امربه معروف ونهی از منکر می دانند ومعتقدند چون اجرای این اصل نیازبه وجود امام داد،باید امت امامی را برای اداره امور انتخاب کند، تابتواند به این اصل ،جامه عمل بپوشاند.

نتیجه میگیریم که هردو گروه به اصل وجود امام پس پیامبر(ص)اذعان قطعی دارند،ولی در کیفیت تعیین امام دو نظر وجود دارد:

1-نظریه انتصابی که براساس آن باید امام پس از پیامبر(ص) ازطریق خود او تعیین شود.

2-نظریه انتخابی که برمبنای آن،امام باید ازطریق مردم تعیین شود.

اکنون این دو نظریه را(پیش از طرح پرسش های مربوط به امامت) بادلیل می سنجیم تا روشن شود کدام یک از این نظر پذیرفته تر است.

بررسی تاریخ صدر اسلام وشرایط منطقه جهان درزمان رحلت پیامبر (ص)، به روشنی ثابت میکند که حفظ مصالح اسلام ووحدت کلمه در گرو تعیین خلیفه از جانب پیامبر (ص) بود، زیرا به هنگام در گذشت آن حضرت،خطری سه گانه ومثلث وار آیین اسلام را تهدید میکند: یک ضلع این مثلث امپراتوری روم،ضلع دیگر آن را امپراتوری ایران،وضلع سوم راگروه منافقان داخلی تشکیل میدادند.

در اهمیت خطر ضلع نخست همین بس که پیامبر(ص) تا آخرین لحظه از فکر آن فارغ نبود، وبه همین علت در همان روزها بلکه ساعت های آخر عمر خویش سپاه عظیمی را به رهبری اسامة  بن زید برای نبرد با رومیان بسیج  واعزام کرد ومتخلفان از آن را نیز نفرین نمود.

ضلع دوم نیز دشمن بد سرشتی بود که نام پیامبر (ص) را پاره کرد وبه فرماندار یمن نوشت که حضرت رادستگیر کند ویا سرایشان را از تن جدا کرده وبرای او بفرستد.

وبالاخره درباره خطر سوم همین بس که این گروه پیوسته در مدینه یا بیرون از آن مزاحم پیامبر بودند وجز توطئه و تضعیف روحیه مسلمانان کاردیگری نداشتند .قرآن در سوره های مختلف درباره سنگ اندازی های آنان سخن گفته است، تاآنجا که سوره ای مستقل ، به نام آنها ودر شرح افکار واعمال سوءآنها نازل شده است.

اکنون این پرسش مطرح می شود که آیا باوجود چنین مثلث خطرناک ،صحیح است که پیامبر(ص) امت اسلامی و آیین اسلام را که دشمن از هرسو در کمین آن نشسته بود، بدون رهبر به حال خود رها سازد؟؟؟؟؟؟؟

بی شک پیامبر(ص) می دانست که زندگی عرب، یک زندگی قبیله ای است ودرمیان افراد قبایل، تعصب نسبت به سران قبیله با جان آنان در آمیخته است ، بنابراین، واگذاری تعیین رهبر به چنین مردمی مایه چند دستگی ونزاع قبایل  خواهد بود و دشمن از این اختلاف بهره گیری خواهد کرد.برپایه همین حقیقت است که شیخ الرئس ابو علی سینا میگوید: «تعیین جانشین از طریق نص پیامبر،به واقع نزدیکتر است،چون با تعیین جانشین هر نوع نزاع واختلاف ریشه کن می گردد»


منبع: از کتاب راهنمای حقیقت ص285

پیام‌های انسان ساز سیدالشهدا در مجالس عزا آیت الله مکارم شیرازی

 

پیامهای انسان ساز سیدالشهدا در مجالس عزا آیت الله مکارم شیرازی
آیت الله مکارم شیرازی از برپاکنندگان مجالس حسینی خواست: اهداف والا و پیام‌های انسان ساز مکتب سیدالشهدا را در مراسم سوگواری برای مردم تبیین کنند.

به گزارش واحد مرکزی خبر، آیت الله مکارم شیرازی به مناسبت فرارسیدن ایام حزن و اندوه شهادت حضرت سیدالشهدا(ع) و اولاد و اصحاب باوفای آن حضرت در توصیه‌هایی خطاب به برپاکنندگان مراسم سوگواری افزوده است: در این مجالس از بیان مطالب ضعیف و مصائب مشکوک و وهن‌آور اجتناب و نکات مربوط به رشادت‌ها و ایثار و فداکارهای شهیدان پرافتخار کربلا به صورت پررنگ با نظم و نثر حماسی در این مجالس یادآوری شود

 

برای این روز شریف اعمال زیادی وارد شده ...

برای این روز شریف اعمال زیادی وارد شده که ما به اختصار به بعضی از این اعمال اشاره می کنیم. (جهت تفصیل بیشتر به کتاب شریف مفاتیح الجنان مراجعه شود.)

1- روزه.

2- غسل کردن.

3- زیارت حضرت علی(ع) که یکی از آنها زیارت "امین الله" است.

4- خواندن دعای "ندبه".

5- چون مؤمنی را ملاقات کند، این تهنیت را بگوید: «الحمد الله الذی جعلنا من المتمسّکین بولایه امیر المومنین و الائمه المعصومین علیهم السلام

 

 

و برای این امور فضیلت بسیاری ذکر شده است:

پوشیدن لباسهای نیکو - زینت کردن - استعمال بوی خوش - شادی کردن و شاد نمودن شیعیان امیر المومنین - گذشت از تقصیر شیعیان - برآوردن حاجت آنان - صله رحم - اطعام اهل ایمان - شکر و سپاس به خاطر نعمت بزرگ ولایت و...

ترویج عملی غدیر

حضرت رضا علیه السلام کسی نیست که سخنی را خود بگوید و به آن عمل نکند، پس اگر دستور به اطعام و احسان به دیگران را در روز غدیر می دهد، خود نیز به آن عمل می کند، چنانچه از جمعی نقل شده است تا می رسد به «عُمرِ الطوسی» که:

« أَنَّهُ شَهِدَ أَبَا الْحَسَنِ عَلِيَّ بْنَ مُوسَى الرِّضَا علیه السلام فِي يَوْمِ الْغَدِيرِ وَ بِحَضْرَتِهِ جَمَاعَةٌ مِنْ خَاصَّتِهِ قَدِ احْتَبَسَهُمْ لِلْإِفْطَارِ وَ قَدْ قَدَّمَ إِلَى مَنَازِلِهِمْ الطَّعَامَ وَ الْبُرَّ وَ الصِّلَاتِ وَ الْكِسْوَةَ حَتَّى الْخَوَاتِيمَ وَ النِّعَالَ وَ قَدْ غَيَّرَ مِنْ أَحْوَالِهِمْ وَ أَحْوَالِ حَاشِيَتِهِ وَ جُدِّدَتْ لَهُ آلَةٌ غَيْرُ الْآلَةِ الَّتِي جَرَى الرَّسْمُ بِابْتِذَالِهَا قَبْلَ يَوْمِهِ وَ هُوَ يَذْكُرُ فَضْلَ الْيَوْمِ وَ قِدَمَه ؛14

حضرت رضا علیه السلام را در روز غدیر مشاهده کرد که جمعی از خواص در محضر او هستند و حضرت آنها را برای افطار نگه داشته بود و به منازل آنها [برای اهل و عیالشان] طعام، گندم، صله ها، لباس و حتی انگشترها و کفشهایی فرستاده بود و احوال آنها و اطرافیان خودش را تغییر داده بود. اسباب و وسایلی که قبلاً برای حضرت استفاده می شد، (به اصطلاح دکور) عوض شده بود. حضرت فضایل این روز را بیان می کرد و آن را (بر روزهای دیگر) مقدّم می داشت.»
این رفتار حضرت رضا علیه السلام در واقع ترویج عملی فرهنگ غدیر بوده است که زمینه را برای تبیین بهتر و بیشتر ولایت امام علی علیه السلام و امامان معصوم علیهم السلام آماده می کند.

دفاع مأمون از حدیث غدیر

گفتارها و رفتارهای حضرت رضا علیه السلام تا آنجا مؤثر افتاد که حتی مأمون نیز ـ ولو به صورت ظاهری ـ در مقام دفاع و ترویج حدیث غدیر برآمد.
«حماد بن زید» می گوید: «مأمون گروهی را برای مناظره احضار کرد. وقتی همه حاضر شدند، قاضی القضات اعلام کرد: «امیرالمؤمنین (مأمون)!!! عقیده اش این است که حضرت علی علیه السلام بهترین خلیفه بعد از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سزاوارترین فرد برای خلافت بود.»
اسحاق، یکی از علمای حاضر در جلسه گفت: «در بین ما کسی وجود دارد که آنچه امیرالمؤمنین می گوید، به آن معرفت ندارد [و علی علیه السلام را بر دیگران برتر نمی داند] و ما برای مبارزه دعوت شده ایم. تا رسید به اینجا که مأمون گفت: آیا حدیث ولایت (مَنْ کُنتُ...) را روایت کرده ای؟ گفت: بله. اسحاق می گوید: من هم آن را نقل کرده ام.
مأمون گفت: آیا نه چنین است که این حدیث بر ذمّۀ ابی بکر و عمر نسبت به علی چیزی را ایجاب می کند که بر ذمّۀ علی نسبت به آن دو آن امر را ایجاب نمی نماید (یعنی آنها را مُلزم می کند که علی را مولای خود بداند).
اسحاق گفت: «این حدیث به خاطر جریانی که بین زید بن حارثه و علی علیه السلام پیش آمده بود اتفاق فتاد که او ولایت و دوستی علی علیه السلام را قبول نداشت. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «مَن کُنتُ مَولَاهُ فَهَذَا عَلِیًّ مَولَاهُ» مأمون گفت: «مگر این قصّه بعد از حجة الوداع نبود؟» اسحاق گفت: چرا.
مأمون گفت: «کشته شدن زید بن حارثه قبل از غدیر بوده است، چگونه رضایت داری این سخن را بگویی؟» بعد گفت: «به من بگو اگر شما پسری داشته باشی که به سن پانزده سال رسیده باشد و بگوید: مولای من، مولای پسرعموی من است، مردم این را بدانید، در حالی که تمام مردم این را می دانند، و چیزی را که مردم انکار ندارند و نسبت به آن بی اطلاع نیستند و این پسر در مقام تعریف و تأکید آن برآید، آیا در نظر تو چگونه خواهد آمد؟ آیا ناپسند نیست؟ گفتم: چرا.
مأمون گفت: ای اسحاق! آیا فرزند پانزده سالۀ خود را از چنین عملی منزه می دانی؛ ولی رسول خدا صلی الله علیه و آله را از آن منزّه نمی شماری؟ وای بر شما فقها که خود را به منزلۀ معبود و پروردگار خود قرار ندهید.
خدای متعال در کتاب خود و در مقام نکوهش یهود و انصاری می فرماید: «اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللّه» در حالی که آنها نماز خود را برای آنها نخواندند و روزه برای آنها نگرفتند و از روی واقع آنها را خدایان خود نمی دانستند، فقط احبار و رهبانها امر می کردند و آنها امرشان را گردن می نهادند.»15

فضایل روز غدیر

فضایل روز غدیر

حضرت رضا علیه السلام در این حدیث شریف به فضایل بسیاری اشاره فرموده است که عناوین اهمّ آنها از این قرار است:
1. غدیر برتر از اعیاد دیگر است؛
2. روز کامل شدن دین و تمام شدن نعمت ؛
3. غدیر روز به خاک مالیده شدن دماغ شیطان؛
4. روز ظاهر شدن فضایل علی علیه السلام؛
ثنای بر محمّد صلی الله علیه و آله و آل محمد علیهم السلام ، استغفار برای آنان و شیعیان حضرت علی علیه السلام؛
5. روز بخشیده شدن گناه شیعیان و آزاد شدن از آتش جهنّم؛
6. روز قبولی اعمال و عبادات؛
7. روز بشارت، نشر علم و استجابت دعا؛
8. روز عید اکبر؛
9. روز برطرف شدن غم و غصّه ها؛
10. روز تزکیه و ترک گناهان؛
11. روز دوستی و محبّت و رسیدن به رحمت الهی.

 

ج ) پاداشهای بزرگداشت عید غدیر

در سخنان آن حضرت، پاداشهایی برای کسانی که این روز را بزرگ می شمرند قرار داده شده که عبارتند از:

1. تبسّم به روی دیگران، باعث برآورده شدن هزار حاجت وبنای قصر در بهشت می شود؛
2. لباس زیبا پوشیدن در این روز باعث بخشش گناهان، ترفیع درجه و اعطای حسنات می شود؛
3. هر کسی روزه داری را افطاری دهد، گویا صدها هزار انسان را طعام داده است؛
4. اگر در این روز فردی را اطعام کند، گویا تمام، انبیا و صدیقین را طعام داده است؛
5. کسی که به مؤمنی خانه دهد، و یا به او سر بزند، خدا در قبر او توسعه می دهد و به او وعدۀ بهشت داده می شود.
6. زیارت امیرمؤمنان علی علیه السلام در این روز باعث بخشش گناهان و پاداش چند برابر ماه رمضان و شبهای قدر می شود؛
7. یک درهم انفاق، ثواب صدهزار درهم را دارد و باعث دوری از کفر و نفاق می شود؛
8. کسی که به مؤمنی اعانت کند، اجر روزۀ عید غدیر و عبادت شب آن را دارد؛
9. کسی که در آن روز، روزه بگیرد، مثل این است که تمام عمرش را عبادت کرده است.
د) ابعاد و آثار غدیر
1. روز نصب امیرمؤمنان علی علیه السلام به امامت و ولایت؛
2. روز عرضۀ ولایت بر آسمانها؛
3. روز عرضۀ ولایت بر زمینهای هفت گانه؛
4. روز عرضۀ ولایت بر کوه ها؛
5. روز عرضۀ ولایت بر پرندگان؛
6. روز عرضۀ ولایت بر گیاهان؛
7. روز نصب اوصیای پیامبران؛
8. روز آزاد شدن حضرت ابراهیم علیه السلام از آتش نمرود؛
9. روز زیارت مخصوصۀ امیرمؤمنان علی علیه السلام؛
10. روز قبولی توبۀ حضرت آدم علیه السلام؛
11. روز به خاک مالیده شدن دماغ شیطان و نالۀ ابلیس؛
12. روز نزول آیات اکمال و تبلیغ و...

حدیثی دیگر در فضیلت غدیر

حضرت رضا علیه السلام در حدیث دیگری که از پدرش و او از پدرانش نقل می کند تا می رسد به امام علی علیه السلام چنین نقل نموده است:

«ثُمَّ ذَكَرَ مِنْ فَضْلِ يَوْمِ الْغَدِيرِ شَيْئاً كَثِيراً جِدّاً إِلَى أَنْ قَالَ فَالدِّرْهَمُ فِيهِ بِمِائَةِ أَلْفِ دِرْهَمٍ وَ الْمَزِيدُ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ صَوْمُ هَذَا الْيَوْمِ مِمَّا نَدَبَ اللَّهُ تَعَالَى إِلَيْهِ وَ جَعَلَ الْجَزَاءَ الْعَظِيمَ كِفَاءً لَهُ عَنْهُ حَتَّى لَوْ تَعَبَّدَ لَهُ عَبْدٌ مِنَ الْعَبِيدِ فِي الشَّبِيبَةِ مِنِ ابْتِدَاءِ الدُّنْيَا إِلَى تَقَضِّيهَا صَائِماً نَهَارُهَا قَائِماً لَيْلُهَا إِذَا أَخْلَصَ الْمُخْلِصُ فِي صَوْمِهِ لَقَصُرَتْ إِلَيْهِ أَيَّامُ الدُّنْيَا عَنْ كِفَائِهِ وَ مَنْ أَسْعَفَ أَخَاهُ مُبْتَدِئاً وَ بَرَّهُ رَاغِباً فَلَهُ كَأَجْرِ مَنْ صَامَ هَذَا الْيَوْمَ وَ قَامَ لَيْلَتَهُ وَ مَنْ أَفْطَرَ مُؤْمِناً فِي لَيْلَتِهِ فَكَأَنَّمَا فَطَّرَ فِئَاماً وَ فِئَاماً يَعُدُّهَا بِيَدِهِ عَشَرَةً فَنَهَضَ نَاهِضٌ فَقَالَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ مَا الْفِئَامُ قَالَ مِائَةُ أَلْفِ نَبِيٍّ وَ صِدِّيقٍ وَ شَهِيدٍ فَكَيْفَ بِمَنْ تَكَفَّلَ عَدَداً مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ وَ أَنَا ضَمِينُهُ عَلَى اللَّهِ تَعَالَى الْأَمَانَ مِنَ الْكُفْرِ وَ الْفَقْرِ وَ إِنْ مَاتَ فِي لَيْلَتِهِ أَوْ يَوْمِهِ أَوْ بَعْدَهُ إِلَى مِثْلِهِ مِنْ غَيْرِ ارْتِكَابِ كَبِيرَةٍ فَأَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ وَ مَنِ اسْتَدَانَ لِإِخْوَانِهِ وَ أَعَانَهُمْ فَأَنَا الضَّامِنُ عَلَى اللَّهِ إِنْ بَقَّاهُ قَضَاهُ وَ إِنْ قَبَضَهُ حَمَلَهُ عَنْهُ وَ إِذَا تَلَاقَيْتُمْ فَتَصَافَحُوا بِالتَّسْلِيم ... ؛13

سپس فضایل زیادی از روز غدیر را ذکر کردند تا به اینجا رسید که یک درهم در این روز (انفاق کردن) برابر با هزار درهم است و پاداشی اضافه بر آن، از طرف خدای عزیز و جلیل (در نظر گرفته شده) است.
و روزۀ آن از اموری است که خدا به آن دعوت نمود، و جزای عظیمی را پاداش آن قرار داده است به طوری که حتی اگر بنده ای از بندگان در جوانی و از ابتدای دنیا تا پایان آن او را عبادت کند، روزها را روزه دار و شبها بیدار باشد، و با تمام اخلاص روزه بگیرد، (باز هم) تمام روزهای (با این وضع روزه گرفتن) از (رسیدن به) جزای یک روز روزۀ غدیر ناتوان است. و کسی که حاجت برادرش را ابتداءً وبدون درخواست او انجام دهد و به او از رویِ رغبت و اشتیاق، نیکی کند، مانند اجر کسی را دارد که در روز غدیر روزه بگیرد و شب آن را (به عبادت) قیام داشته باشد، و کسی که مؤمنی را در شب غدیر افطاری دهد، گویا به اندازۀ ده برابر «فئام» افطاری داده است. آنگاه شخصی از جا برخاست و عرض کرد: ای امیرمؤمنان! «فئام» چه مقدار است؟ فرمود: صد هزار نبی و صدیق و شهید، آنگاه ثواب کسی که چندین مؤمن را تکفّل کرده (و افطاری داده است) چقدر خواهد بود و من (علی علیه السلام) بر خدا ضمانت می کنم که از کفر و فقر در امان باشد و اگر در شب غدیر یا روزش و یا روز بعدش تا سال دیگر بدون انجام کبیره ای بمیرد، پس اجرش بر خداوند است، و کسی که برای برادران مؤمنش قرض بگیرد و آنها را یاری کند، من بر خدا ضمانت می کنم که اگر او را باقی گذاشت، ادا کند و اگر از دنیا برد، از طرف او (برای صاحبانِ دین) به گردن گیرد. و وقتی به همدیگر رسیدید، پس سلام و مصافحه کنید...»

وظایف امت در روز غدیر...

وظایف امت در روز غدیر

از حدیث فوق، نکاتی در چند محور قابل استفاده است:
طبق سخنان حضرت رضا علیه السلام اهمّ وظایف مهمّ این روز از این قرار است:
1. اطلاع رسانی نسبت به روز غدیر و عظمت آن؛
2. روزه گرفتن در این روز؛
3. صلوات فراوان بر محمد صلی الله علیه و آله و آل او علیهم السلام فرستادن؛
4. ترک کار و استراحت و تلاش برای بهره برداری از این روز؛
5. اطعام به مؤمنین، خصوصاً روزه داران؛
6. پوشیدن بهترین لباس و تبریک گفتن به همدیگر؛
7. با خوش اخلاقی و چهرۀ خندان با مردم برخورد نمودن؛
8. هنگام بر خورد با مؤمنین جملۀ «اَلحَمدُ لِلِّه الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ المُتَمَسِّکِینَ بِوِلَایَةِ اَمِیرِ المُؤمِنیِنَ وَ الاَئِمَّۀَ» را تکرار نمودن؛
9. انفاق و هدیه (به اصطلاح عیدی) دادن (البته این امر تنها به سادات اختصاص ندارد)؛
10. شاد کردن مؤمنان و تفضّل نمودن به آنها؛
11. توسعه دادن در رزق و روزی نسبت به اهل و عیال و اطرافیان (برای شاد کردن دل آنها)؛
12. ترک گناهان، خصوصاً گناهان کبیره.

تصاویری از موقعیت جغرافیایی منطقه غدیر خم

پرونده:غدیر1.jpg

موقعیت جغرافیایی منطقه غدیر خم

پرونده:غدیر2.jpg

 

پرونده:غدیر3.jpg

 

 

اثر شناخت جایگاه غدیر

اثر شناخت جایگاه غدیر

 

حضرت رضا علیه السلام در این زمینه می فرماید: «ِلَوْ عَرَفَ النَّاسُ فَضْلَ هَذَا الْيَوْمِ بِحَقِيقَتِهِ لَصَافَحَتْهُمُ الْمَلَائِكَةُ فِي كُلِّ يَوْمٍ عَشْرَ مَرَّاتٍ وَ لَوْ لَا أَنِّي أَكْرَهُ التَّطْوِيلَ لَذَكَرْتُ مِنْ فَضْلِ هَذَا الْيَوْمِ وَ مَا أَعْطَى اللَّهُ فِيهِ مَنْ عَرَفَهُ مَا لَا يُحْصَى بِعَدَدٍ؛10 به خدا قسم! اگر مردم فضیلت این روز (غدیر) را واقعاً می شناختند، هر روز ملائکه با آنها ده نوبت مصافحه می کردند، و اگر من از طولانی شدن (سخن) اکراه نداشتم، فضایل این روز را و آنچه که در این روز برای کسانی که آن را شناختند، عطا می شود و به حساب نمی آید، بیان می کردم.»
البته گویا حضرت در اینجا زمینه را مساعد ندیدند که به طور مفصّل، فضایل غدیر را بیان فرمایند؛ ولی آنجا که وقت و زمینه اقتضا کرده، به خوبی فضایل را به صورت طولانی بیان نموده اند که در بخشهای بعدی خواهد آمد.



اعلام امامت امام علی علیه السلام را از زبان حضرت رضا علیه السلام مرور می کنیم

معرّفی غدیر، تنها وظیفۀ امامان علیهم السلام و امثال علامه امینی رحمه الله نیست؛ بلکه امروزه نیاز به معرفی غدیر برای نسلهای جدید، بیش تر از گذشته است و بر علما لازم است که این وظیفۀ سنگین را به خوبی انجام دهند.

 

در آغاز ایّام غدیر، فضایل و عظمت روز غدیر و اعلام امامت امام علی علیه السلام را از زبان حضرت رضا علیه السلام مرور می کنیم:

تهدید، تبدیل به فرصت

مأمون قصد داشت با طرح خلافت و تحمیل ولایت عهدی بر امام رضا علیه السلام دقیقاً عظمت و قداست ایشان و جایگاه امامت را نشانه رود و این مقام با عظمت را که در بین شیعیان از جایگاه بسیار بالا و والایی برخوردار بود، لکّه دار نماید.
خود حضرت رضا علیه السلام فرمود: «تُرِيدُ بِذَلِكَ أَنْ يَقُولَ النَّاسُ إِنَّ عَلِيَّ بْنَ مُوسَى لَمْ يَزْهَدْ فِي الدُّنْيَا بَلْ زَهِدَتِ الدُّنْيَا فِيهِ أَلَا تَرَوْنَ كَيْفَ قَبِلَ وِلَايَةَ الْعَهْدِ طَمَعاً فِي الْخِلَافَة؛1 تو می خواهی با این اقدام، مردم بگویند: علی بن موسی، نسبت به دنیا زاهد نبود (و به آن رو نیاورد)؛ بلکه دنیا به او زهد ورزید (و از او روگردان بود) آیا نمی بینید که چگونه [وقتی زمینه فراهم شد و دنیا رو آورد] ولایت عهدی را به طمع (رسیدن به) خلافت پذیرفت؟»
چنان که هدفش از تشکیل مناظرات نیز این بود که به خیال خود آبروی امام رضا علیه السلام را ببرد؛ برای نمونه:
روزی مأمون به «سلیمان مروزی» می گوید: من تو را خوب می شناسم و تسلّط تو را در امر جَدَل و مناظره می دانم، از این رو تو را دعوت نمودم تا برای یک بار هم که شده، برهان علی بن موسی علیهما السلام را درهم بشکنی و او را مجاب کنی.2
مرحوم شیخ صدوق می گوید: «مأمون متکلمان را از شهرهای مختلف فرا خواند، تا شاید یکی از آنان در برابر حضرت غالب آید و در نتیجه، جایگاه علمی امام نزد دانشمندان کاهش یابد و کاستی او در نظر مردم برملا شود.»3
اما حضرت رضا علیه السلام این تهدیدها را به فرصت جدّی تبدیل کرد، و از آزادی نسبی که داشت بهره جُست و به خوبی، مقام امامت و جایگاه رفیع آن را و همین طور امامت خویش، حقّانیت اهل بیت علیهم السلام و به خصوص امام علی علیه السلام و عظمت روز غدیر را بیان نمود؛ از جمله:
یکم: در نیشابور، هنگام بیان حدیث «سلسلۀ الذهب» امامت خویش را شرط توحید دانست و در بین آن همه جمعیّت این امر را به اثبات رساند.
حاکم نیشابوری که شاهد صحنه بود آن چنان به وجد آمده که می گوید:

«چون سلطان اولیاء، برهان اتقیاء، وارث علوم المرسلین، مهبط اسرار رب العالمین، ولی الله، صفی الله، فلذَۀ کبد رسول الله، غوثُ الاُمَّۀ و کشف الغُمّۀِ ... سلطان المقرّبین یَوم الحَشرِ و الجزاء، الامام ابوالحسن علی بن موسی الرضا صلوات الله و سلامه علی رسول الله و علی الائمۀ المعصومین و اتباعهم اجمعین الی یوم الدّین، به مقتضای قضای ازل و حکم مبرم قدیم لم یزل به صوب خراسان عزیمت نمودند و آن به سال دویست از هجرت بود که شهر نیشابور به مقدم حضرت ایشان، روضات جنان شد.»4

سپس حدیث «سلسلۀ الذهب» را خواند: «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ حِصْنِي فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِي أَمِنَ مِنْ عَذَابِي» و آنگاه که مرکب حرکت کرد، حضرت ندا داد: «بِشُرُوطِهَا وَ أَنَا مِنْ شُرُوطِهَا؛5 با شرایط آن [این کلمه دژ توحید است] و من از شرطهای آن هستم.»
این حدیث، حاوی نکات ظریفی است که بیان اهمیّت توحید، آن هم در سرزمین ایران که در گذشته گرفتار ثنویت بود، پیوند توحید با امامت و امامان بر حق، و تثبیت امامت خویش و ردّ واقفیّه و طرفداران مأمون، از جمله آنها می باشد.
دوّم: بیان جایگاه رفیع و فلسفه امامت، که خط بطلان بر خلافت غیر ائمه علیهم السلام می کشید.6
حضرت در یک حدیث طولانی، فلسفۀ امامت را آن چنان بیان می کند که بطلان خلافت مأمون و دیگر خلفای جور را نشان می دهد. و در نتیجه حقانیت امامت از اهل بیت علیهم السلام را به عنوان تنها مصداق این فلسفه به اثبات می رساند. ترجمۀ بخشی از آن چنین است:
«ما هیچ گروه و ملّتی را نمی یابیم که در تاریخ بدون سرپرست و رئیس، بقا یافته باشد؛ زیرا مسائل دینی و دنیایی (برای تحقق اجتماع) خواه ناخواه نیازمند رهبری است که در نظام حکیمانه خداوند احتمال نمی رود که این امر را نادیده گرفته باشد و بندگان را بدون رهبری مشخص و شایسته رها کرده باشد.» تا می رسد به این قسمت که: «خداوند باید برای مردم، رهبری "امین" و پاسدارِ ارزشهای معنوی داشته باشد، و گرنه دین از میان می رود و سنّتها و احکام الهی تغییر می یابد، بدعت گزاران فزونی می یابند، بی دینان بر دین یورش می برند و امر دین را بر مسلمانان مشتبه می کنند.»7
این بیان، اشاره ای صریح می کند که این اوصاف در امثال مأمون وجود ندارد، و بارزترین مصداق آن، شخص امام رضا علیه السلام و امامان علیهم السلام هستند.
سوم: منکران امامتِ حق، گمراهند؛ در جایی دیگر آشکارا می فرماید: «أَنَّ كُلَّ مَنْ خَالَفَهُمْ ضَالٌّ مُضِلٌّ تَارِكٌ لِلْحَقِّ وَ َ الْهُدَی؛ هر کس با عترت پیامبر صلی الله علیه و آله به مخالفت برخیزد، گمراه و گمراه کننده می باشد که حق و هدایت را رها کرده است.» و در مناظرۀ مفصّلی که با خود مأمون دارد، به خوبی این مسئله را به اثبات رسانده است.8
چهارم: اثبات امامت امیرمؤمنان علی علیه السلام؛ حضرت برای اثبات امامت علی علیه السلام بیانهای مختلفی دارد و در قسمتی فرمود:

«وَ اَمْرُ الاِمَامَۀِ مِنْ کَمَالِ الدِّینِ وَ لَمْ یَمضِ صلی الله علیه و آله حَتَّی بَیَّنَ لِاُمَّتِهِ مَعَالِمَ دِینِهِ وَ اَوضَحَ لَهُم سُبُلَهُم وَ تَرَکَهُم عَلَی قَصْدِ الحَقِّ وَ اَقَامَ لَهُمْ عَلِیًّا علیه السلام عَلَماً وَ اِمَاماً، وَ مَا تَرَکَ شَیئاً یَحتَاجُ اِلَیهِ الاُمَّۀُ الِاَّ بَیَّنَهُ فَمَنْ زَعَمَ اَنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَمْ یُکمِل دِینَهُ فَقَدْ رَدَّ کِتَابَ الله عَزَّ وَ جَلَّ وَ مَنْ رَدَّ کِتَابَ الله تَعَالَی فَهُوَ کَافِرٌ؛9

امامت و تعیین امام از ]لوازم[ کمال دین است و پیامبر صلی الله علیه و آله از دنیا نرفت مگر اینکه مسائل اصلیِ دین را برای امت خویش بیان نمود و راه ها را به روشنی به آنان نشان داد و انتخاب حق را به ایشان وانهاد، و علی علیه السلام را به عنوان شاخص و امام برای امت تعیین کرد و تمامی مسائلی را که مردم به آن نیاز دارند، برای آنان بیان نمود. اگر کسی گمان کند که خداوند دینش را کامل نساخته است، در حقیقت کتاب خدای عزیز و جلیل (قرآن) را رد کرده و هر کس کتاب خدا را رد کند کافر شده است.»
پنجم: نهادینه کردن مسئله غدیر:
حضرت تلاش کرد با بیان فضایل، عظمت و اهمیّت عید غدیر، این مسئله را در جامعۀ اسلامی، نهادینه و ماندگار کند.
تذکر این نکته ضروری است که کلام حضرت در بیان فضایل غدیر نسبتاً طولانی است و چون موضوع اصلی مقاله را تشکیل می دهد، چاره ای نداریم جز اینکه تمام متن عربی را بیاوریم تا به خوبی دیدگاه آن حضرت دربارۀ عظمت غدیر روشن شود.

ما قال المسیحی بولس سلامة...

ما قال المسیحی بولس سلامة:

 

لا تقل شیعة هواة علی  * ان کل منصف شیعیاً

 

هو فخر التاریخ لا فخر شعبٍ  * یصطفیه و یدعیه ولیاَ

 

جلجل الحق فی المسیحیّ حتّى  * اصبح من فرط حبّه علویا

 

انا من یعشق البطولة والالها * م و العدل والخلق الرضیا

 

فاذا لم یکن علیُّ نبیاً  * فلقدکان خلقه نبویّا

 

انت ربُّ للعالمین الهی  * فان لهمحنانک الابویّا

 

وانلنی ثواب ما سطرت کفیّ  * فهاج الدمع فی مقلتیّا

 

سفر خیر الانام من بعد طه  * ما رأى الکون مثله آدمیّا

 

یا سماء اشهدی و یا ارض قرّی  * واخشعی انّنی ذکرت علیّا

ابن ابی الحدید المعتزلی

ابن ابی الحدید المعتزلی:

 

یقولــون لـی قـل فی علـــی مدائحا * فإن أنا لم أمدحه قالوا معاند

 

وماصنت عنه الشعر عن طیب هاجس * ولا أننی عن مذهب الـحق حائد

 

ولکن عن الأشعار والمدح صنت من * علیه ابتنى قرءاننـا والمســاجد

 

فلـو أن ماء الأبحر الســبعة التــی * خلــقن مــدادا والسماوات کاغــد

 

وأشجـــار خلق اللــه أقلام کــاتب * إذا الخـــط أفناهــن عادت عـوائد

 

وکــان جمیع الجــن والإنــس کـتبا * إذا کــل منــهم واحـد قــام واحــــد

 

وخطـــوا جمیــعا منقبا بعد منقبــا * لمــا خــط من تلک المنــاقب واحــــد

 

قصیدة الناشی الصغیر...

 

قصیدة الناشی الصغیر:

 

 هذه ابیات شعریه شهیرة فی وصف امام المتقین و سید الوصیین الامام علی «علیه آلاف التحیة و الثناء»

بآل محمد عرف الصواب * وفی أبیاتهم نزل الکتاب

هم الکلمات والأسماء لاحت * لآدم حین عز له المتاب

وهم حجج الإله على البرایا * بهم وبحکمهم لا یستراب

بقیة ذی العلى وفروع أصل * بحسن بیانهم وضح الخطاب

وأنوار ترى فی کل عصر * لإرشاد الورى فهم شهاب

ذراری أحمد وبنو علی * خلیفته فهم لب لباب

تناهوا فی نهایة کل مجد * فطهر خلقهم وزکوا وطابوا

إذا ما أعوز الطلاب علم * ولم یوجد فعندهم یصاب

محبتهم صراط مستقیم * ولکن فی مسالکه عقاب

ولا سیما أبو حسن علی * له فی الحرب مرتبة تهاب

کأن سنان ذابله ضمیر * فلیس عن القلوب له ذهاب

وصارمه کبیعته بخم * معاقدها من القوم الرقاب

علی الدر والذهب المصفى * وباقی الناس کلهم تراب

إذا لم تبر من أعدا علی (1) * فما لک فی محبته ثواب

إذا نادت صوارمه نفوسا * فلیس لها سوا نعم جواب

فبین سنانه والدرع سلم * وبین البیض والبیض اصطحاب

هو البکاء فی المحراب لیلا * هو الضحاک إن جد الضراب

ومن فی خفه طرح الأعادی * حبابا کی یلسبه (2) الحباب

فحین أراد لبس الخف وافى * یمانعه عن الخف الغراب

وطار له فاکفأه وفیه * حباب فی الصعید له انسیاب (3)

ومن ناجاه ثعبان عظیم * بباب الطهر ألقته السحاب

رآه الناس فانجفلوا (4) برعب * وأغلقت المسالک والرحاب

فلما أن دنا منه علی * تدانى الناس واستولى العجاب

فکلمه علی مستطیلا * وأقبل لا یخاف ولا یهاب

ودن لحاجر (5) وانساب فیه * وقال وقد تغیبه التراب

: أنا ملک مسخت وأنت مولى * دعاؤک إن مننت به یجاب

أتیتک تائبا فاشفع إلى من * إلیه فی مهاجرتی الإیاب

فأقبل داعیا وأتى أخوه * یؤمن والعیون لها انسکاب

فلما أن أجیبا ظل یعلو * کما یعلو لدی الجد العقاب

وأنبت ریش طاووس علیه * جواهر زانها التبر المذاب

یقول: لقد نجوت بأهل بیت * بهم یصلى لظى وبهم یثاب

هم النبأ العظیم وفلک نوح * وباب الله وانقطع الخطاب

(1) کذا فی تخمیس العلامة الشیخ محمد علی الأعسم. وفی کتاب الاکلیل
والتحفة:

ومن لم یبر من أعدا على * فلیس له النجات ولا ثواب

(2) لسبته الحیة: لدغته.

(3) انسابت الحیة: اجرت وتدافعت.

(4) انجفل وتجفل القوم: هربوا مسرعین

(5) الحاجر: الأرض المرتفعة و وسطها منخفض.

قول الامام الصادق(ع)

عند الشيعة

علي بن إبراهيم، عن أبيه، عن القاسم بن يحيى، عن جده الحسن بن راشد، عن الأمام جعفر الصادق قال: قلت: جعلت فداك للمسلمين عيد غير العيدين؟ قال:نعم يا حسن أعظمهما وأشرفهما، قلت: وأي يوم هو؟ قال: هو يوم نصب أميرالمؤمنين صلوات الله وسلامه عليه فيه علما للناس، قلت: جعلت فداك وما ينبغي لنا أن نصنع فيه؟ قال: تصومه يا حسن وتكثر الصلاة على محمد وآله وتبرء إلى الله ممن ظلمهم فإن الانبياء صلوات الله عليهم كانت تأمر الاوصياء باليوم الذي كان يقام فيه الوصي أن يتخذ عيدا، قال: قلت: فما لمن صامه؟ قال: صيام ستين شهرا، ولا تدع صيام يوم سبع وعشرين من رجب فإنه هو اليوم الذي نزلت فيه النبوة على محمد وثوابه مثل ستين شهرا لكم[1].

  • عن المفضل بن عمر قال : قلت للأمام جعفر الصادق : كم للمسلمين من عيد ؟ فقال : أربعة أعياد. قال : قلت : قد عرفت العيدين والجمعة. فقال لي : أعظمها وأشرفها يوم الثامن عشر من ذي الحجة ،وهو اليوم الذي أقام فيه رسول الله أمير المؤمنين ونصبه للناس علما. قال : قلت : ما يجب علينا في ذلك اليوم ؟ قال : يجب عليكم صيامه شكرا لله وحمدا له، مع أنه أهل أن يشكر كل ساعة، كذلك أمرت الأنبياء أوصياءها أن يصوموا اليوم الذي يقام فيه الوصي ويتخذونه عيدا [2].

 

  1. الخصال\الشيخ الصدوق\ص 264

 

 

اشعار حسان بن ثابت فی یوم الغدیر

 

اشعار حسان بن ثابت فی یوم الغدیر

 

يُـنَادِيهُمُ  يـومَ الغَدير iiنَبِيُّهُم      نَـجْم وأَسمِعْ بِالرَّسُولِ iiمُنَادِيا

فَـقالَ:  فَمنْ مَولاكُمُ وَنَبِيُّكم ؟      فَقَالوا  وَلَم يُبدُوا هُنَاك التَّعَامِيَا

إِلَـهَكَ مَـولانَا وَأنـتَ نَـبِيُّنَا      وَلَم تَلْقَ مِنَّا فِي الوِلايَةِ عَاصِياً

فَـقالَ لَـهُ : قُمْ يَا عَلِيُّ iiفَإِنَّنِي      رَضيتُكَ مِن بَعدِي إِمَاماً وَهَادياً

فَـمَنْ كـنتُ مَولاهُ فَهذا iiوَلِيُّه      فَكُونُوا  لَهُ أَتْبَاعُ صِدقٍ iiمُوالِياً

هُـناكَ  دَعا : اللَّهُمَّ وَالِ iiوَلِيَّهُ      وَكُـنْ لِلَّذِي عَادَى عَلِيّاً iiمُعَادِياً 

حجه‏الوداع و روز غدير

 

پيامبر گرامي- صلي الله عليه و آله- در سال دهم هجرت براي انجام فريضه وتعليم مراسم حج ‏به مكه عزيمت كرد. اين بار انجام اين فريضه با آخرين سال عمر پيامبر عزيز مصادف شد و از اين جهت آن را «حجه الوداع‏» ناميدند. افرادي كه به شوق همسفري ويا آموختن مراسم حج همراه آن حضرت بودند تا صد و بيست هزار تخمين زده شده‏اند.

مراسم حج‏به پايان رسيد وپيامبر اكرم صلي الله عليه و آله راه مدينه را،در حالي كه گروهي انبوه او را بدرقه ميكردند وجز كساني كه در مكه به او پيوسته بودند همگي در ركاب او بودند، در پيش گرفت. چون كاروان به پهنه بي آبي به نام «غدير خم‏» رسيد كه در سه ميلي «جحفه‏»[1] قرار دارد، پيك وحي فرود آمد وبه پيامبر فرمان توقف داد. پيامبر نيز دستور داد كه همه از حركت‏باز ايستند وبازماندگان فرا رسند.

كاروانيان از توقف ناگهاني وبه ظاهر بي موقع پيامبر در اين منطقه بي آب، آن هم در نيمروزي گرم كه حرارت آفتاب بسيار سوزنده وزمين تفتيده بود، در شگفت ماندند.مردم با خودمي گفتند:فرمان بزرگي از جانب خدا رسيده است ودر اهميت فرمان همين بس كه به پيامبر ماموريت داده است كه در اين وضع نامساعد همه را از حركت‏باز دارد وفرمان خدا را ابلاغ كند.

فرمان خدا به رسول گرامي طي آيه زير نازل شد:

ادامه نوشته

از مدينه تا غدیر...

از مدينه تا غدیر...

گذشته چراغ راه آينده است و تاريخ، حكيم جهان ديده‌اى است كه حوادث گذشته را بازخوانى مى‌كند تا راهى براى پيمودن آينده مبهم پيش روى ما بنهد. ماه ذى‌الحجه همواره تداعى‌كننده اعياد مبارك قربان و غدير است. اين دو از ايام‌الله و شعائر الهى هستند كه بزرگداشت آن‌ها بر هر مسلمانى لازم است.

اين مقاله، ترجمه و تدوين بخشى از كتاب موسوعة التاريخ الاسلامى، تأليف استاد يوسفى غروى مى‌باشد، كه درصدد برآمده است با استفاده از منابع دست اول و با اهميت دادن به منابع شيعى و اشاره به آيات اكمال، تبيلغ و ولايت كه در هنگام حجة‌الوداع نازل شده است، جريان حجة الوداع و غدير خم را بازخوانى كند تا زمينه آشنايى هرچه بيش‌تر با سيره پيامبراكرم(صلى الله عليه وآله) و اخلاق و منش و سياست‌ها و درايت‌هاى آن حضرت فراهم شود.

ادامه نوشته

خطبه الغدیر (خطبه غدیر با ترجمه فارسی)

 اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذي عَلا في تَوَحُّدِهِ وَ دَنا في تَفَرُّدِهِ وَجَلَّ في سُلْطانِهِ وَعَظُمَ في اَرْكانِهِ، وَاَحاطَ بِكُلِّ شَيءٍ عِلْماً وَ هُوَ في مَكانِهِ وَ قَهَرَ جَميعَ الْخَلْقِ بِقُدْرَتِهِ وَ بُرْهانِهِ،

حَميداً لَمْ يَزَلْ، مَحْموداً لايَزالُ (وَ مَجيداً لايَزولُ، وَمُبْدِئاً وَمُعيداً وَ كُلُّ أَمْرٍ إِلَيْهِ يَعُودُ).

بارِئُ الْمَسْمُوكاتِ وَداحِي الْمَدْحُوّاتِ وَجَبّارُ الْأَرَضينَ وَ السّماواتِ، قُدُّوسٌ سُبُّوحٌ، رَبُّ الْمَلائكَةِ وَالرُّوحِ، مُتَفَضِّلٌ عَلي جَميعِ مَنْ بَرَأَهُ، مُتَطَوِّلٌ عَلي جَميعِ مَنْ أَنْشَأَهُ.

يَلْحَظُ كُلَّ عَيْنٍ وَالْعُيُونُ لاتَراهُ.

ادامه نوشته

الامامة...

ما معنى الإمامة في القرآن و الروايات و العرفان الإسلامي؟

الجواب الإجمالي

ما يهتم به علم الكلام هو مقام الإمامة الظاهرية و الرئاسة الإجتماعية للإمام، أما ما جاء في القرآن و الروايات عن مقام الإمام فقد يربو على ذلك و يفوقه بحيث لو تحقّقت الرئاسة الإجتماعية تعتبر ظهوراً لبعض مقامات الإمام الإلهية. كما أن نظرية الإنسان الكامل تعتبر من أهم البحوث في العرفان الإسلامي و لها تفاسير خاصة في هذا المضمار، و قد ورد التأكيد في مذهب الإمامية على مسألة الإمامة و الولاية التكوينية.

لقرائة جواب التفصیلی ضغط هنا

ادامه نوشته