بد حجابها هم بد حجابهاي قديم...!
بد حجابها هم بد حجابهاي قديم...!

همیشه شنیدهایم که بدحجابها میگویند ما دلمان پاک است و با خدا بودن و مسلمان بودن به این نیست که چهار تار موی خود را بپوشانیم! اما آیا حفظ حرمت آداب و شئون ماه خدا را هم از دید آنها فقط با دو کلمه «دل پاک» میتوان خط زد و آن را از مُد افتاده تلقی کرد؟
جالب اينجاست که تا چند مدت پیش فقط برای رفتن به مکانهای خصوصی باید «یا الله» میگفتی، اما این روزها برای اینکه سر را بالا بگیری و جلو را نگاه کنی حتماً باید «یا الله» بگویی...! چون ديگر اگر بادی بوزد و روسری از سر بیفتد زمان طولانی میطلبد تا دستی پیدا شود و این روسری را سر جای خود قرار دهد. اگر چشمت به داخل خودرویی بیفتد خصوصی ترین صحنهها را در ملأعام میبینی بیآنکه شاهد تذکر خشک و خالی باشی!
فضای داخل خودرو؛ ، داخل آپارتمانها، کوچهها، مغازهها و پاساژها، این روزها در تعاریف بدحجابها، معنی «فضای خصوصی» و «حریم شخصی» پیدا کرده است (يعني مثل خانه خود و رفتار در كنار محرمان خود) چرا که اگر تا دیروز خانم همسایه را میدیدی که تا جلوی در ورودی ساختمانی که در هر طبقهاش خانوادهای ساکن بود بدون هیچ حجابی ظاهر میشد، این روزها حریم شخصی آنها بزرگتر شده و در خیلی از فضاهای عمومی، احساس خصوصی آنها گسترده شده است...!
عفاف و حجاب در جامعه این روزها رها شده است و سند آن، یک نیم روز، راه رفتن در خیابانهای شهر است عفاف و حجابی که دیگر فقط زنانه نیست بلکه دامنگیر بعضی مردان هم شده است. مردانی بزک کرده و زننما و زنانی که تمام زنانگی شان در معرض دید است این روزها بیمحابا در شهر میگردند و کسی هم معترض آنها نیست.
رمضان، همیشه برای همه حرمت داشته است اما حرمتشکنی بعضی از این دلپاکانی که همه چیز فقط، لق لقه زبانشان است تا جایی پیشرفت کرده است که این روزها نه تنها سر و سامانی به وضع ظاهرشان در جامعه نمیدهند بلکه با وقاحت، روزهخواریشان را هم به رخ میکشند. اما فقط یک سوال چطور کسی که دلش «پاک» است میتواند تمام نگاهها را به سمت خود «ناپاک» کند؟...!
لطفا كمي به دور و بر خود بنگريم.