شعر تخریب بقیع

شعر تخریب بقیع
غبار صحن تو بر درد جان دواست بقيع!
خرابههاي تو، باغِ بهشتِ ماست، بقيع!
تو هم چو فاطمه در شهر خويش تنهايي
غريبي و، همه كس با تو آشناست، بقيع!
اگر چه روي به كعبه نماز ميخوانيم
تو قبله دلِ مايي، خدا گواست، بقيع!
به آن چهار امامي كه در بغل داري
براي ما حَرَمت مثل كربلاست بقيع!
به ياد چهار پسر، در كنار چار مزار
هنوز ناله اُمُّ البنين به پاست، بقيع!
علي نگفت، به جان علي قسم، تو بگو
كه قبرِ گمشده فاطمه كجاست بقيع؟
هنوز ناله زهراست از مدينه بلند
هنوز لرزه بر اندامِ مجتبيست بقيع!
قويترين سندِ غربت علي در تو
عِذار
نيليِ ناموسِ كبرياست، بقيع!
***************
شاعر غلامرضا سازگار
+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 4:23 توسط نواصريان
|