فضايل اهل بیت علیهم السلام در اشعار شافعی

محصب و منی

ربیع بن سلیمان مصری (174 - 270 ق). که یار و یاور و راوی کتابهای شافعی است گوید: با شافعی در سفر حج بودیم . او بر هیچ تپه ای بالا و به هیچ وادیی سرازیر نشد، جز اینکه می گریست و این اشعار را زمزمه می کرد:

یا راکبا قف بالمحصب من منی


واهتف بقاعد خیفها و الناهض


سحرا اذا فاض الحجیج الی منی


فیضا کملتطم الغرات الفائض


ان کان رفضا حب آل محمد


فلیشهد الثقلان انی رافضی


و اخبر هم انی من النفر الذی


لولاء اهل البیت لیس بناقض


«ای سواره در شنزار منی (که معروف به خیف بنی کنانه است) بایست و همه حاجیان را، چه آنکه در [مسجد] خیف منی نشسته یا به نماز ایستاده، ندا بده .»
«به سحرگاه هنگامی که سیل مواج حاجیان از مشعر سرازیر منی می گردد و بسان فرات مواج و پرتلاطمی بر سر هم می ریزند [به آواز بلند به همگان بگو:] »
«اگر دوستی آل محمد صلی الله علیه و آله سبب رافضی بودن است، چه باک، جن و انس شاهد باشند که بجد رافضی هستم!!!»
«و جمعیت حجاج را خبر کن که قطعا من از آن گروهی هستم که نسبت به ولایت و نصرت اهل بیت علیهم السلام [ثابت قدمم و هیچ گاه] عهد شکن نخواهم بود .»