شعر شهادت امام صادق(ع)+سازگار

 

شعر شهادت امام صادق(ع)

بر جان آفرینش منصور زد شرار

قلب امام را کرد با زهر پاره پاره

شوّال شد محرّم بالله قسم از این غم

باید که ناله خیزد از قلب سنگ خاره

بر آن عزیز حیدر این بود ارث مادر

کز خانه اش به گردون بالا رود شراره

در بین راه آن شب جانش رسید بر لب

از بس که دید آزار از خصم دون هماره...

ادامه نوشته

شعر شهادت امام صادق(ع)-سازگار

 

شعر شهادت امام صادق(ع)

آسوده شده ام خصم ستم کار مرا کشت

یک بار مگوئید که صد بار مرا کشت

گه روز مرا برد پیاده سوی مقتل

گه تیغ کشید و به شب تار مرا کشت

بردند به مقتل به برم آل علی را

داغ غم صد لالۀ بی خار مرا کشت

هر روز به یک شعله زد آتش جگرم را

هر لحظه به یک محنت و آزار مرا کشت...

 

ادامه نوشته

شعر شهادت امام صادق(ع)-سازگار

شعر شهادت امام صادق(ع)

ای اشک چشم ما همه وقف عزای تو

دل‌های دوستان همه صحن و سرای تو

چشمم سوی مدینه دلم جانب بقیع

گرم زیارت حرم با صفای تو

از لحظه‌ای که خاک لحد بر تو چیده شد

خاک بقیع نه! دل ما گشت جای تو

آیا در بقیع شبی باز می‌شود

تا در کنار قبر تو گریم برای تو؟

بردند دست‌بسته تو را سوی قتلگاه

با آنکه بود عرش خدا جای پای تو...

ادامه نوشته

شعر شهادت امام صادق(ع)-سازگار

شعر شهادت امام صادق(ع)

 
افتاده خزان در چمن حضرت صادق
یثرب شده بیت الحزن حضرت صادق
افسوس که از آتش زهر ستم خصم
شد آب تمام بدن حضرت صادق
بالله قسم اهل مدینه نشنیدند
جز حرف خدا از دهن حضرت صادق
افسوس که دیگر عرق مرگ نشسته
بر برگ گل یاسمن حضرت صادق

ادامه نوشته

مدح امام زمان(عج)


مدینه، مکه، نجف، کاظمین، کرب‌و‌بلایی

 

عزیز مصر ولایت! ولی عصر! کجایی؟

 

صفا و مروه و حجر و حطیم و کعبه و زمزم

 

تمام، دیده به ره دوختند تا تو بیایی

 

گهی به سامره گاهی کنار مسجد کوفه

 

گهی برای زیارت کنار قبر رضایی

 

بیا که پرچم خون خداست چشم‌به‌راهت

 

بیا که منتقم خون سیدالشهدایی

 

خدا کند به حرم با دو چشم خویش ببینم

 

که بین حجر و حجر رخ به حاجیان بنمایی

 

رسد ندای انا المهدی‌ات ز کعبه به عالم

 

از این ندا همه را جان دهی و دل بربایی

 

سپاه بدر و سپاه تو هم عدد بود آری

 

تو در مقام و جلال و شرف، رسول خدایی

 

ز چشم خود گله دارم نه از تو ای گل نرگس

 

که با منی همه جا و نبینمت به کجایی

 

پیمبر است به شهر مدینه چشم‌به‌راهت

 

که اشک ریزی و بر انتقام فاطمه آیی

 

دعای شیعه همین ذکر «میثم» است که

 

گوید عزیز فاطمه! مولا! بیا تو صاحب مایی

 

شعر سالروز تخریب بقیع

شعر سالروز تخریب بقیع

مدینه! شهر نبی! تربت چهار امام!

 به نقطه نقطه‏ی خاکت ز ما سلام، سلام!

اگر چه ساکت و آرام می‏رسی به نظر

 دلی نمانده که گیرد به یاد تو، آرام

مزار چار امامی و، شهر پنج تنی

 ز شش جهت به سویت حاجت آورند مدام

چراغ محفل جان، مسجد الحرام دلی

 که بر طواف حریم تو، بسته دل احرام

سزد چو نام شریف تو بر زبان آرم

 به حرمت سخنم، انبیا کنند قیام....


ما را در اد امه مطلب همراهی نمایید....

ادامه نوشته

شعر تخریب بقیع-سازگار




شعر تخریب بقیع

کاش یک شب شمع بودم در شب تار بقیع

تا سحر می‌سوختم چون قلب زوار بقیع

کاش می‌شد مخفی از وهابیان سنگدل 

می‌نهادم نیمه شب صورت به دیوار بقیع

قبه و قبر و رواق و خانه و گلدسته داشت 

ای مدینه از چه ویران گشت آثار بقیع

نیست حق گریه‌اش بر چار قبر بی‌چراغ 

زائری کز راه دور آید به دیدار بقیع

ماه، زائر، اختران، اشکند و گنبد، آسمان 

صورت مهدی شده شمع شب تار بقیع

آب، خون و دانه اشک و ناله‌اش سوز جگر 

هر که شد مرغ دل زارش گرفتار بقیع

گر زنان را نیست ره در این گلستان، غم مخور 

شب که خلوت می‌شود زهراست، زوار بقیع

اینکه آثارش بوَد باقی میان دشمنان 

دست حق بوده‌ست از اول نگهدار بقیع

گر به دقت بنگری بر این امامان غریب 

می‌چکد پیوسته اشک از چشم خونبار بقیع

بس که آغوشش پر است از لاله‌های فاطمه 

بوی جنت خیزد از دامان گلزار بقیع

******************

شاعر غلامرضا سازگار

 

 طبیبا وا مکن زخم سرم را-سازگاز

شعر شهادت امام علی (ع)

 

  طبیبا وا مکن زخم سرم را                    مسوزان قلب زینب دخترم را

طبیبا کار از درمان گذشته                    که آتش آب کرده پیکرم را

طبیبا نسخه ننویسی که باید                    اجل بر چیند امشب بسترم را

ببیند آنگونه فرقم را که در قبر                    نبیند فاطمه زخم سرم را

در و دیوار مسجد بود شاهد                    که من گفتم اذان آخرم را

من آن یارم که شستم در دل شب                    تن خونین تنها یاورم را

درود زندگی را گفتم آنروز                    که زد در کوچه قنفذ همسرم را

شکاف زخم و ضعف تن به من داد                    نوید وصل حی داورم را

از آن سوزم که امشب گوید آن پیر                    کجا برده فلک نان آورم را

به (میثم) داده ام سوزی که گوید                    سخن های دل غم پرورم را

**********

غلامرضاسازگار

 طبیبا زخم مولا را دوا کن-سازگار

شعر شهادت حضرت امام علی(ع)

 

  طبیبا زخم مولا را دوا کن

طبیبا زخم او آهسته وا کن

مدارا کن به این فرق شکسته

که شمشیرش به پیشانی نشسته

طبیبا قلب زینب را شکستی

تکلم کن چرا ساکت نشستی

سکوتت قلب زینب را زند نیش

مسوزانم سینه ما را از این بیش

 

برای خواندن شعر به ادامه مطلب رجوع نمایید...

 

ادامه نوشته

شهادت امام علی(ع)

شهادت امام علی(ع)

قتل علی است خاک مصیبت به سر کنید
همچون یتیم گریه برای پدر کنید
ای نخل‌‌های کوفه ببارید خون دل
شب را به یاد غربت مولا سحر کنید
ای خاندان وحی خدا صبرتان دهد
امشب به جای خالی مولا نظر کنید
اکنون که زخم فرق علی را طبیب بست
بر زخم سر نه، گریه به زخم جگر کنید
هر چند اشک مرهم زخم سر علی است
خواهد که یاد فاطمه‌اش بیشتر کنید
آید صدای نالۀ «العفوِ» او به گوش
شب کز کنار نخلۀ خرما گذر کنید
ای اهل کوفه هر چه علی از شما کشید
جبران آن به عترت خیرالبشر کنید
فردا اگر رسد ز در و بام، سنگشان
خود را برای یاری زینب سپر کنید
فردا بر اهل‌بیت تصدّق نیاورید
شرم و حیا ز عترت پیغامبر کنید
خوانید شعر «میثم» و ریزید خون ز چشم
جان را میان آتش دل شعله‌ور کنید

*****

غلامرضا سازگار

 حیف مولا مردم عالم تو را نشناختند-سازگار

شعر شهادت حضرت علی(ع)

 

  حیف مولا مردم عالم تو را نشناختند

دم زدند از تو ولی یکدم تو را نشناختند

رهبر افلاکی و از خاکیان خاکی تری

هم ملائک هم بنی آدم تو را نشناختند

با تو قومی محرم و قومی دگر نامحرمند

ای عجب نامحرم و محرم تو را نشناختند

هم به تخت جاه، هم ویرانه، هم دامان چاه

هم به شادی هم به موج غم تو را نشناختند

انبیا بودند از آدم همه در سایه ات

لیک جز پیغمبر خاتم تو را نشناختند...

 

به ادامه مطلب رجوع کنید...

ادامه نوشته

ای نخل های کوفه-سازگار

شعر شهادت امام علی(ع)

ای نخل‌های کوفه! امام شما چه شد؟
آن اشک و شور و گریه و حال و دعا چه شد؟
محراب کوفه! سرخی دامان تو ز چیست؟
سجادۀ علی! علی مرتضی چه شد؟
هم صحبت غریب تو ای چاه کوفه کو؟
فریادهای آن دل درد آشنا چه شد؟
ای صحنه‌های بدر و احد کو امیرتان؟
ای ذوالفقار، بازوی شیرخدا چه شد؟
ای کوچه‌های شهر مدینه خبر دهید
صاحب عزای حضرت خیرالنسا چه شد؟
ای کودک یتیم که خالی است سفره‌ات
آورد آنکه بهر تو هر شب غذا چه شد؟
ای بام کوفه بانگ اذان علی کجاست؟
آن صوت دلنشین و صدای رسا چه شد؟
پیر مریض! یار غریبی که نیمه شب
می‌ریخت در دهان تو هر شب دوا چه شد؟
ای کوفه آن امیر غریبی که سال‌ها
دیده است از رعیتش آزارها چه شد؟
«میثم» بخوان ز سوز جگر روضۀ علی
با ما بگو به آن شه ارض و سما چه شد؟

*****

غلامرضا سازگار

شعر شهادت امام علی(ع)

شعر شهادت امام علی(ع)

  به خاک تربتت بابا نهادم تا سر خود را

شنیدم نالۀ جانسوز زهرا مادر خود را

نگه بر دیدۀ گریان مادر کردم و دیدم

که می شوید زاشک دیده زخم شوهر خود را

امامی مهربان بودی که کردی در شب قتلت

به آب و دانۀ مرغان سفارش دختر خود را

به یاد غربت مادر فتادم پای تابوتت

چو دیدم گریه های بی صدای خواهر خود را...

 

برای خواندن شعر به ادامه مطلب رجوع کنید...

ادامه نوشته

شعر شهادت حضرت علی-سازگار

شعر شهادت حضرت علی

  تا جسم بو تراب نهان در تراب شد

گردون به فرق خاک نشینان خراب شد

با یک مدینه غربت و یک کوفه درد و غم

مانند شمع سوخت و لب بست و آب شد

وقتی که بازگشت حسن از کنار قبر

از سوز ناله اش دل زینب کباب شد

ادامه مطلب

ادامه نوشته

شعر شهادت حضرت علی- سازگار

شعر شهادت حضرت علی

  از علی بانگ اذان امشب به گوش ما نیامد

مسجد کوفه پر از جمعّیت و مولا نیامد

نخل های کوفه می گریند و می گویند با هم

آنکه بود از اشک چشمش آبیار ما نیامد

پیر نابینای مسکینی چنین می گفت امشب

ای خدا یار من مسکین نابینا نیامد

کودکی با کودکی می گفت من بی شام خفتم

آنکه بر ما شام می آورد آمد یا نیامد؟

ادامه قصیده را در ادامه مطلب بخوانید...

ادامه نوشته

شعر شهادت امیر المومنان-سازگار

شعر شهادت امیر المومنان

 

 به خاک تربتت بابا نهادم تا سر خود را

شنیدم نالۀ جانسوز زهرا مادر خود را

نگه بر دیدۀ گریان مادر کردم و دیدم

که می شوید زاشک دیده زخم شوهر خود را

امامی مهربان بودی که کردی در شب قتلت

به آب و دانۀ مرغان سفارش دختر خود را

به یاد غربت مادر فتادم پای تابوتت

چو دیدم گریه های بی صدای خواهر خود را

ملاقات خدا رفتن عذار لاله گون خواهد

از آن شستی به خون، در سجده روی انور خود را

زتو پوشید دائم روی سیلی خورده را مادر

تو هم امشب نشان او مده زخم سر خود را

به گلزار جنان محسن در آغوشت چو بنشیند

ببوس از جانب من روی تنها یاور خود را

تو پیشانی سپر کردی به شمشیر عدو، من هم

نهم با کام عطشان زیر خنجر حنجر خود را

بود در خاطرم زخم جبینت خاصه آن ساعت

که گیرم در بغل نعش علّی اکبر خود را

یتیمان بر تو آوردند شیر و یاد من آمد

که باید پیش تیر از شیر گیرم اصغر خود را

زبان طبع (میثم) را به محفل ها دُر افشان کن

که ریزد بر قدوم خاندانت گوهر خود را

**********

سازگار

شعر شهادت امیرالمومنین-سازگار

شعر شهادت امیرالمومنین

 

به نسخه نیست نیازی طبیب را ببرید

برای مرگ علی دست، بر دعا ببرید

نیاز نیست مداوا کنید زخم مرا

بر آن مریض خرابه نشین دوا ببرید

اگر بناست تسلی دهید بر دل من

برای قاتل سنگین دلم غذا ببرید

دلم برای یتیمان کوفه تنگ شده

کمک کنید مرا در خرابه ها ببرید

جنازۀ من مظلوم را چو مادرتان...

 

برای خواندن شعر به ادامه مطلب رجوع کنید...

ادامه نوشته

شعر شهادت حضرت علی(ع)-سازگار

شعر شهادت حضرت علی(ع)

  بگیر ای مرگ عالم را در آغوش

که از فرق علی خون می زند جوش

متاب ای مه متاب ای مه که امشب

چراغ عمر مولا گشته خاموش

به جز سجّاده و محراب خونین

به هر جا بنگرم باشد سیه پوش

در و دیوار مسجد را مشوئید

مبادا تا شود این خون فراموش...

 

برای مشاهده شعر به ادامه مطلب رجوع کنید....

ادامه نوشته

شعر شهادت حضرت علی- سازگار

 شعر شهادت حضرت علی- سازگار

 

 خوب شد تیغ تو بشکافت سرم را دشمن

هم تو بر آرزوی خویش رسیدی هم من

آمدی دیر چرا چشم براهت بودم

از همان شب که تن فاطمه ام گشت کفن

شادی ام بود همان دم که توام تیغ زدی

عمر من بود سراسر همه اندوه و محن

ریختی خون کسی را به روی خاک زمین

که دوا ریخت تو را روزِ مریضی به دهن

در همان لحظه که شمشیر تو بالا میرفت

نشنیدی به جنان فاطمه (س) می گفت نزن

رنگت از بیم پریده است چرا می لرزی؟

تا منم زنده تو هستی به پناهم اِیمَن

گر تو با دوست خود دشمنیت بود مدام

دوستی کرده همه عمر علی با دشمن

می فرستم به برت سهم غذای خود را

می کنم بر تو سفارش به حسین و به حسن

مسجد و منبر و ویرانه و چاه و صحرا

هر کجا بود سخن بود زمظلومی من

مسجد کوفه خموش است چراغش (میثم)

کو علی تا که کند بیت خدا را روشن

*************

شاعر: غلامرضا سازگار

شعر ولادت امام حسن (ع)-غلامرضا سازگار

شعر ولادت امام حسن (ع)-غلامرضا سازگار 

 

 

ای پسر اول زهرا حسن

سیـدنا سیـدنا یا حسن

صورت تو سوره فرقان و نور

چشم بد از روی دل‌آرات دور

عفو خدا شیفته یاربت

عاشق «العفو» نماز شبت

وصف تو ممکن نبوَد با سخن

تو حسنی تو حسنی تو حسن

طلعت زیبات شده باغ گل

از اثـر بـوسه ختـم رسل

ادامه شعر را در ادامه مطلب بخوانید...

ادامه نوشته

بحرطویل ولادت امام حسن مجتبی (ع) ازحاج غلامرضاسازگار

بحرطویل ولادت امام حسن مجتبی (ع) ازحاج غلامرضاسازگار

 

رمضان سفرهٔ مهمانی مخصوص خداوند ودود است، مه رحمت و جود است، مه ذکر و صلاة است و رکوع است و سجود است و سلام است و درود است، تعالی الله

از این فیض که در نیمه این ماه دل افروز خداوند تعالی، شده در دامن زهرا مه تابان محمد متجلا، که دمیده است فروغش به دل اهل تولا، سر دست علی و فاطمه و

شانهٔ مولا، مه هر انجمن است این، ولیّ ذوالمنن است این، به نبی جان و تن است این، به علی یاسمن است این، حسن است این، حسن است این، که در این ماه خدا ماه

خدا بوسه زند بر سر و رویش، همه محو گل رخسار نکویش، همه دلدادهٔ خوی اش همه آواهٔ کویش، همه را دیده به سویش همه دیدند به رخسار خدا منظر او روی خدا ....

 

برای خواندن ادامه شعر به ادامه مطلب مراجعه کنید...

ادامه نوشته

شعر بسیار زیبای ولادت امام حسن(ع)

شعر بسیار زیبای ولادت امام حسن(ع)

ماه من از تو ندیدم قمری زیباتر

نیست از نقش جمالت اثری زیباتر

این یقینم شده در عالم هستی از تو

مادر دهر ندارد پسری زیباتر

خبر آمدنت در بدنم روح دمید

بَه که بود این خبر از هر خبری زیباتر

جلوه گر گشت رخت در سحر ماه خدا

زین سحر دیده ندیده سحری زیباتر

به همه دُرّ و گهر های ولایت سوگند

صدفی از تو ندارد گهری زیباتر

 

ماه خندید و مه انجمنت نام نهاد

همه حُسنی که محمد حَسَنت نام نهاد

ادامه متن شعر را در ادامه مطلب بخوانید...

ادامه نوشته

شعر مدح ولادت حضرت امام حسن (ع)

شعر مدح ولادت حضرت امام حسن (ع)

 

چونانکه خالق احد ذوالمنن یکی است

بین تمام حُسن فروشان حَسن یکی است

عالم اگر شود زگل دل چمن چمن

در باغ حسن مثل تو سرو چمن یکی است

بین هزار خرمن گل مثل بوی تو

بوی لطیف عطر گل یاسمن یکی است

تو ماه عالمی و هزارانت انجمن

گویند متفق که مه انجمن یکی است

هر کس که دید روی تو را بین پنج تن

اقرار کرد کآینة پنج تن یکی است

ماه خدا دو نیمه شد و گفت آسمان

هرچند از ستاره پُری ماه من یکی است

ادامه شعر را د ر ادامه مطلب بخوانید...

ادامه نوشته

شعر ولادت امام حسن (ع)

شعر ولادت امام حسن (ع)

 

ای جان پاک ختم رسل در بدن، حسن!

ماه رخت چراغ هزار انجمن، حسن!

ریحانهٔ محمّد و دردانۀ علی

چارم نفر ز سلسلۀ پنج تن، حسن!

جان جهان فدات که سلطان انبیا

پیوسته بوده بر دهنت بوسه‌زن حسن!

شیرینی کلام من از وصف مدح توست

نَقل حدیثت آمده نقل دهن، حسن!

از غنچۀ دهان تو ریزد گلاب وحی

چونان از زبان پیمبر سخن، حسن!

از آن خدای، نام نهادت حسن که هست

خلق مبارک تو و خویت حسن، حسن!

بر روی دست فاطمه در لاله‌زار وحی

رخسار توست برگ گل یاسمن، حسن!

 

ادامه مطلب را در ادامه مطلب بخوانید...

ادامه نوشته

شعر میلاد امام حسن مجتبی-سازگار

شعر میلاد امام حسن مجتبی-سازگار

 

 

 

ای ماه آسمانیِ ماه خدا  حسن

خورشید، مستمند تو از ابتدا حسن

روز نخست نقش جمال تو را کشید

نقاش حسن با قلم ابتدا حسن

از شرم آفتاب رخت خفت آفتاب

در پشت کوه‌ها و پس ابرها حسن

ترسم از این که عقل، خدا خوانَدَت به جهل

از بس که دیده در تو جمال خدا حسن

از کائنات نغمۀ آمین شود بلند

دست تو تا بلند شود بر دعا حسن

 

برای خواندن کل شعر به ادامه مطلب مراجعه نمایید...

ادامه نوشته

شعر میلاد حضرت امام حسن (ع)

شعر میلاد حضرت امام حسن (ع)

 

یک سرو، ولی سرو هزاران چمن است این

یک ماه، ولی ماه هزار انجمن است این

یک نور، ولی نور همه پنج تن است این

یک روح، ولی روح علی در بدن است این

زیبارخ و شورافکن و شیرین‌دهن است این

ای ماه خدا چشم تو روشن حسن است این

 این خلق عظیم است عظیم است عظیم است

 فرزنـد کریم است کریم است کریم است

 

ادامه شعر را در ادامه مطلب بخوانید ...

ادامه نوشته

مدح  امام حسن مجتبی-سازگار

مدح امام حسن مجتبی-سازگار

 

من کیم حجت حق واقف سر و علنم

من کیم وجه خدا آینه ی ذوالمننم

من کیم شمع فروزنده ی هر انجمنم

من کیم چشم و چراغ نبی مؤتمنم

من کیم فاطمه را باغ گل یاسمنم

من کریم دو جهان یوسف زهرا حسنم

من کیم نخل امید نبوى را ثمرم

من کیم بحر کمال علوى را گهرم

ادامه شعر را در ادامه مطلب بخوانید...

ادامه نوشته

شعر وفات حضرت خدیجه- استاد غلام رضا سازگار

شعر وفات حضرت خدیجه- استاد غلام رضا سازگار

من کیستم یگانه امید محمّدم
ناموس وحی و همسر والای احمدم
ام‌الائمه مادر ام‌الائمه‌ام
یعنی خدیجه دختر پاک خویلدم
روح بزرگ خواجه اسراست در تنم
گلخانـه بهشت رسول است دامنم


من بین دشمنان زره مصطفی شدم
بر بانوان معلم درس وفا شدم
گشتم چو پیش روی رسول خدا سپر
از چارسو نشانه سنگ جفا شدم
بـر پیکـرم بـه شوق دفاع پیامبر
سنگ جفا ز شاخه گل بود خوب‌تر

من پاسدار اشرف خلق دو عالمم
اسلام متکی شده بر عزم محکمم
همچون علی کنار محمّد ستاده‌ام
در سایه رسول خدا فوق مریمم
مریم حضـور مریم من می‌کند قیام
عیسی به یازده پسرم می‌دهد سلام


شخص رسول برده به تجلیل نام من
گیرد ز اعتبار و شرف احترام من
خلقت اگر سلام دهندم عجیب نیست
حتی خدا رسانده به احمد سلام من
سرتا قدم اگر چه وجودم مقدس است
بر من مقام مادر زهرا شدن بس است


پیش از نزول وحی خدا خوانده‌ام نماز
بردم رخ نیاز به درگاه بی‌نیاز
قرآن فرود نامده گفتم شهادتین
اسلام شد ز من، من از اسلام سرفراز
روز ازل کـه یـار رسـول خـدا شدم
سر تا قدم خدایی و از خود جدا شدم


پیغمبر است شاهد پاکی و عصمتم
بر سر نهاده خواج? کل تاج عزّتم
روزی که خاک حضرت آدم نبود گل
شد همسری خواج? لولاک، قسمتم
تنها نه از نساء رسول خدا سرم
جز دخترم ز کلّ زنان نیز برترم


زن‌های مکه یکسره از من بریده‌اند
دیگر ز خانه‌ام ز حسد پا کشیده‌اند
بر قلب من ز نیش زبان‌ها زدند نیش
هرگز مقام و منزلتم را ندیده‌اند
هر جا به غیر خانه من پا گذاشتند
حتی به وضع حملم تنها گذاشتند


تنها به حجره مانده و مأیوس از همه
دائم لبم به ذکر خدا داشت زمزمه
دیدم یکی ز مهر مرا می‌زند صدا
مادر منم که هم سخنم با تو، فاطمه!
مادر چرا غریبی من یاور توام
ریحانه رسول خدا دختر توام


مادر ز بی وفایی زن‌ها مکن گله
قابل نییَند تا به تو گردند قابله
با نصِّ «لایمسه الا المطهرون»
بین زنان مکه و ما هست فاصله
لبخند زن که دست خداوند، یار توست
مریم صفیّه آسیـه هاجـر کنـار توست


این بود قدر و منزلت و اقتدار من
تا مادریِ فاطمه شد افتخار من
ممنونم از رسول خدا و خدای او
بر فاطمه سلام خداوندگار من
«میثم» قصیده تو قبول رسول باد
زیبا سروده‌ای صله‌ات با بتول باد

***استاد حاج غلامرضا سازگار***

 

 

اشعر میلاد حضرت مهدی (عج) - استاد سازگار

جمال غیب و شهود است این که می آید

تمـام رحمت و جود است این که می آید

شعیب و صالح و هود است این که می آید

عزیـز مصـر وجـود است ایـن که می آید

زهـی بـه مرتبـه و عـزت پیامبـرش

سپاه بدر و احد ایستاده پشت سرش...

ادامه شعر را در ادامه مطلب بخوانید...
ادامه نوشته

شعر ولادت امام زمان- سازگار

ای آخریـن امید رسـالت خوش آمدی

 خورشید آسمـان عـدالت! خوش آمدی

سر تا به پات قدر و جلالت! خوش آمدی

بنیان‌کن اساس ضلالت! خوش آمدی

با مقدم تو گشت زمین رشک آسمان

عجل علی ظهورک یا صاحب‌الزمان...

ادامه شعر را در ادامه مطلب بخوانید...
ادامه نوشته

سرود میلاد حضرت علی اکبر-سازگار

سرود میلاد حضرت علی اکبر-سازگار

میـلاد علــی‌اکبــر آمـد
در جلوه حسین دیگر آمد
از امـر خـدا مگـر دوبـاره
از غـار حـرا پیمبــر آمـد

الله الله این لالۀ لیلاست- یا یوسف زهراست ....

 

ادامه  سرود را در ادامه متن بخوانید....
ادامه نوشته

ولادت علی اکبر(ع)

شعر ولادت علی اکبر(ع)- سازگار

الا ای ماه شعبان! ماه احمد را تماشا کن
جمال بی‌مثال حیّ سرمد را تماشا کن
در اقطاع زمین خلد مخلّد را تماشا کن
محمّـد را محمّد را محمّد را تماشا کن

ولادت یافت با حُسن رسول الله، زیبایی
جمـال ماه لیلا را ببین با چشم زهرایی

ادامه شعر را در ادامه مطلب بخوانید...

ادامه نوشته

سرود میلاد امام جواد(ع)


خنده شعف از فلک با ملک قمر زند
حضرت رضا بوسه بر عارض پسر زند
اي جواد آل فاطمه خوش آمدي
وارث کمال فاطمه خوش آمدي

ابن الرضا خوش آمدي ابن الرضا
جان معطر از عطر بوي تو
ديدة رضا محو روي تو
مه تمامم تويي يا جواد
نهم امامم تويي يا جواد
عيد ميلادت مبارک باد
شام آرزوي ولي خدا سحر شده
حضرت علي ابن موسي الرضا پدر شده
چشم دل گشا و ماه مرتضي ببين
قرص آفتاب خانة رضا ببين
ابن الرضا خوش آمدي ابن الرضا
جان اهل عالم فداي تو
طلعت تو وجه خداي تو
رضا شده محو سيماي تو
که بنگرد روي زيباي تو
عيد ميلادت مبارک باد
اي جهانيان ماه ريحانه را نظر کنيد
از ولادت اين پسر شيعه را خبر کنيد
آسمانيان نگاهشان به سوي تو
خنده مي زند رضا به ماه روي تو
ابن الرضا خوش آمدي ابن الرضا
اين بهشت جود و کرامت است
اين چراغ بزم امامت است
گل اميد علي يا جواد
دل از تو شد منجلي يا جواد
عيد ميلادت مبارک باد
تو جوادي و جان اهل جهان فداي تو
اهل آسمان و زمين سر به سر گداي تو
در دلم بود شرار اشتياق تو
تا که رخ نهم به غرفة رواق تو
ابن الرضا خوش آمدي ابن الرضا
صحن تو بهشت ولاي ماست
کاظمين تو کربلاي ماست
چه مي شود از عطا و کرم
مرا کني زائر آن حرم
عيد ميلادت مبارک باد
اي اميد قلب من و روح من مراد من
من گداي تو، تو امام من و جواد من
باب حاجتم بود در حريم تو
دست من بود به دامن کريم تو
ابن الرضا خوش آمدي ابن الرضا
آبرويم از خاک کوي تو
بر لبم بود گفتگوي تو
کتاب عشق وجودم تويي
تمام بود و نبودم تويي
عيد ميلادت مبارک باد
********
سرود به سبک معروف «این پیروزی، خجسته باد این پیروزی» خوانده می‌شود

شاعر: حاج غلامرضا سازگار

سرود میلاد امام جواد(ع)

عید باب المراد بر همه مبارک
گل روی جواد بر همه مبارک
*****
شمس برج ولا! قمرت مبارک
یـا امام هشتم! ثمرت مبارک
جلوۀ جمـال پسرت مبارک
این خجسته میلاد بر همه مبارک
عید باب المراد بر همه مبارک
گل روی جواد بر همه مبارک
*****

گل ریحانـه شد، گل عشق همه
خنده زد در بهشت،بر رخش فاطمه
شـده روشن دل ثـامن الائمـه
باغ دل شد آباد بر همه مبارک
عید باب المراد بر همه مبارک
گل روی جواد بر همه مبارک
*****
صلوات خدا به جلال جواد
به جلال جواد به کمال جواد
به کمال جواد به جمال جواد
ماه بزم ایجاد بر همه مبارک
عید باب المراد بر همه مبارک
گل روی جواد بر همه مبارک
*****
هست ما ز لطف بی نهایت اوست
چشم اهل عالم به عنایت اوست
کل رحمت حق در ولایت اوست
نعمت خـداداد بـر همه مبـارک
عید باب المراد بر همه مبارک
گل روی جواد بر همه مبارک
*****
این پسر کریم است، این پسرجواد است
حُجَّت الودود است، سیدالعباد است
در کَفَش زمام کل عدل و داد است
نعمت عدل و داد بـر همه مبارک
عید باب المراد بر همه مبارک
گل روی جواد بر همه مبارک
*****
به از این تجّلی، به از این ولایت
بغض او شقاوت، حُبّ او سعادت
سر نهد به خاک مقدمش مبارک
جشن خیرالعباد بـر همه مبارک
عید باب المراد بر همه مبارک
گل روی جواد بر همه مبارک
********

شاعر: حاج غلامرضا سازگار

شعر توسل به امام جواد

بنده‌ام، بنده‌ي ولاي توأم
عاشق صحن با صفاي توأم
تو جوادي و من گداي توأم
يا جواد الائمه ادركني
********

قامتم خم شده ز بار بلا
حاجتم باشد از تو يا مولا
نجف و كاظمين و كرب و بلا
يا جواد الائمه ادركني
********
 اي كه از زهر خون شده جگرت
به تو و جد و مادر و پدرت
من ِ بيچاره را مران ز درت
يا جواد الائمه ادركني
********
سائلم سائلم جوابم دِه
تشنه ي جام وصلم آبم دِه
چشم گريان ، دلِ كبابم دِه
يا جواد الائمه ادركني
********
 به امام و به حرمتِ شهدا
به علي و به مادرت زهرا
دست خالي نميروم ابدا
يا جواد الائمه ادركني
********
 اي تورا يار ِ بي وفا كشته
با لبِ تشنه از جفا كشته
با چنان پاكي و صفا كشته
يا جواد الائمه ادركني
********  
بسته با دستِ فتنه راهِ تو شد
همه جا پُر ز سوز و آهِ تو شد
حجره ي بسته قتلگاهِ تو شد
يا جواد الائمه ادركني
********
 مانده بر بام جسم بي كفنت
مرغ ها ناله زن به گرد تنت
سايه كردند بر روي بدنت
يا جواد الائمه ادركني
********
 لرزه بر جان اهل دين افتاد
شعله بر قلب مسلمين افتاد
تنت از بام بر زمين افتاد
يا جواد الائمه ادركني
********

شاعر :(غلامرضا سازگار"ميثم")

ترکیب بند ولادت امام جواد(ع)

فتح ابواب مراد است، مراد است، مراد
شادي و شور، جهاد است جهاد است جهاد
عيد ميلاد جواد است جواد است جواد
مظهر عفو رحيم است رحيم است رحيم
كه كريم ابن كريم است كريم است كريم

حبّذا شمس ولايت قمرت بخشيدند
بصر نوري و نور بصرت بخشيدند
قرص خورشيد به وقت سحرت بخشيدند
خود جوادي و جواد دگرت بخشيدند
گشته از فيض گلت بيت ولايت گلشن
ديده‌ات باد به ديدار محمد روشن

اين پسر مظهر حسن احد دادگر است
اين پسر خلق زمين را و زمان را پدر است
اين پسر همچو پدر بضعة خيرالبشر است
اين پسر از همه خوبان جهان خوب‌تر است
اين  پسر هستِ رضا هستِ رضا هستِ رضاست
همچو قرآنِ محمد به سر دستِ رضاست

اين جواد است كه جود آمده جود از كرمش
خواهد ار جود كند ظرف وجود است كمش
جود آرد همه شب سجده به خاك قدمش
ماه و خورشيد بود گرم طواف حرمش
هر طرف روي كند باز مه محفل ماست
حرمش كعبه جانها به حجاز دل ماست

حامد خالق و دردانة محمود است اين
به جمال ازلي شاهد و مشهود است اين
کنز مخفي ابد را در مقصود است اين
گوهر هشت سپهر كرم و جود است اين
صاحبان كرم و جود جوادش گويند
كعبة اهل دل و باب مرادش گويند

اي به هر لحظه دو صد جان و سرم قربانت
نيست چيزيم که گويم، هنرم قربانت
جان چه قابل كه ز جان خوب‌ترم قربانت
پدرت گفت كه جان پدرم قربانت
تو به تن روح و به سر شور و به دل آرامي
رضوي روي، علي خوي و محمد نامي

كل هستي چو كف دست به پيش نظرت
دو مطيعند و غلامند، قضا و قدرت
هر كجا پاي نهي علم بود پشت سرت
پور اكثم زده زانوي تلمّذ به برت
به خدايي كه تو را داده چنين جاه و مقام
تو ولي نعمت مايي و امام ابن امام

پور هارون ستمگر چو مقام تو شناخت
رنگ از چهره، قرار از دل و هوش از سر باخت
آتشي بود كه در شعلة نور تو گداخت
گوئيا قلب ورا نطق تو از كار انداخت
خبري تازه ز اسرار الهي گفتي
از هوا و مه و ابر و يم و ماهي گفتي

اي وجود تو همه شاهد يكتايي تو
قلم صنع كند فخر به زيبايي تو
ماه حيرت زدة حسن تماشايي تو
زنده هر مرده دل از فيض مسيحايي تو
رضوي ماه رضا جلوة تو در دل ماست
دست ما خالي و جود تو همه حاصل ماست

كيست تا چون تو به يك قطره دو دريا بدهد
به گدا بيشتر از ثروت دنيا بدهد
با كلامش همه را شهد مصفا بدهد
حرز مادر را بر قاتل بابا بدهد
اي هماره كرم و جود و عطا زندة تو
جود كن جود كه جود است برازندة تو

من كيم خاك گدايان سر كوي توام
خالي ام از همه و پر ز هياهوي توام
تشنه‌ام تشنه ولي تشنه لب جوي توام
ميثم بي سر و پايم كه ثنا گوي توام
گر چه قابل نبود دم زدنم وقف شماست
قلم و طبع و زبان و سخنم وقف شماست
********


شاعر: استاد غلامرضا سازگار

شعر ولادت امام جواد(ع)- سازگار

ای وجودت حیات‌بخش وجود

سائل درگهت كرامت و جود

مظهر كامل امام رضا

آفتاب دل امام رضا

قبلة حاجت همه، حرمت

دشمن و دوست سائل كرمت

ماه، آیینه‌دار طلعت تو

رخ شمس‌الشموس صورت تو

آیة هشت سورة نوری

به جوادالائمه مشهوری

خلف پاك مرتضایی تو

كوثر حضرت رضایی تو

ملك و جن و انس مهمانت

دو جهانی نشسته بر خوانت

كاظمینت درون سینة ما است

نجف و مكّه و مدینة ما است  

تو جوادی و ما گدای توئیم

هر چه هستیم خاك پای توئیم

لطف تو، عجز ما، بود معلوم

هر دو هستیم لازم و ملزوم

كرم و جود تا ادا گردد

هر جوادی پی گدا گردد

من اگر در گدائیم كاهل

تو به جود و كرامتی كامل

تو محمد ، علی است ابن و ابت

كنیه ابن الرضا ، تقی لقبت

تو گلی و وجود گلخانه

ای به ریحانه روح و ریحانه

رنگ رخسار مرتضی داری

نقش گلبوسة رضا داری

پدرت گفت نازنین پسرم

ای فدای تو مادر و پدرم

پدران تو برترین پدران

پسران تو بهترین پسران

یم جود و فتوّت اید همه

اهلبیت نبوّت اید همه

دلتان بحر بی كرانة علم

كیست غیر از شما خزانة علم؟

معدن خیر و مظهر خیرید

اول خیر و آخر خیرید

ابر باریده با ولای شما

خلق خلقت بود برای شما

همگی باب‌های ایمانید

امنای خدای رحمانید

تا صف حشر اصل هر كرمید

ركن اركان و قادَةُ الاُمَم اید

علم‌ها قطره و تو دریایی

عالمی بنده و تو مولایی

دو جهان ذرّه و تو خورشیدی

كه به قلب همه درخشیدی

پیش علم تو علم عالم چیست؟

در حضور تو پور اكثم كیست؟

تو به بزم سخن تكلم كن

تو به روی رضا تبسم كن

نفس حلم زنده از سخنت

بوسة علم بر لب و دهنت

یك كلام تو صد سپهر كمال

یك سؤال تو سی هزار سؤال

تو دهی، ای كرم گدای درت

حِرز مادر، به قاتل پدرت

ای خجل گشته دشمن از كرمت

ای مسیحا نیازمند دمت

تو كه در هر دلی حرم داری

تو كه با دشمنت كرم داری

تو كه بر خشم خصم می‌خندی

به روی دوست در نمی‌بندی

اَنت بابُ المراد ادركنی

یا امام جواد ادركنی

سیّدی میثم ام قبولم كن

خاك ذریّة رسولم كن


غلامرضا سازگار

اشعار امام زمان (عج) - حاج غلامرضا سازگار

علی ولی الله

خون پاک  شهدا منتظر توست بیا 

سرِ مصباحِ هدا منتظر توست بیا


وارث خون خدا و  پسر خون خدا

به خدا خون خدا منتظر توست بیا 


صبح هم منتظر صبح ظهور  تو بوَد

روز ما و شب ما منتظر توست بیا


بر سر گنبد زرین حسین بن علی

پرچم  کرب و بلا منتظر تو است بیا 


علم و مشک و لب خشک جگرسوختگان

دستِ  افتاده جدا منتظر توست بیا


فرق بشکسته ی زینب، سر خونین حسین

که جدا شد  ز قفا منتظر توست بیا


بر سر نی  سر جدّت به عقب برگشته

طفل افتاده ز پا منتظر توست بیا


آفتابی که چهل  جا به سر نی تابید

در دل طشت طلا منتظر توست بیا


آن یتیمی که سر پاک  پدر را بوسید

ناله زد «یا ابتا» منتظر توست بیا


بر ظهور تو دعا بر  لب «میثم» تا کی؟

تو دعا کن که دعا منتظر توست بیا

***استاد حاج غلامرضا سازگار***

سیدنا حضرت هادی سلام

علی ولی الله

ای دهمین رهبر والا مقام

نجل محمد خلف نه امام

روح دعا، روح سجود و قیام

سایۀ لطفت به سر خاص و عام

مُهر تو امضای صلات و صیام

سیّدنا  حضرت  هادی سلام

آینة احمدی   و  مرتضی

واقف آینده ای و ما مضی

هادی  راه  قدری  و قضا

نجل جواد استی و ابن الرضا

جدّ و پدر هر دو امام همام

سیّدنا حضرت هادی سلام

خازن جنت به سرایت فقیر

پیش جلالت متوكل حقیر

ملك دل اهل ولا را امیر

دل كه نباشد به ولایت اسیر

نور الهی است بر آن دل حرام

سیّدنا حضرت هادی سلام  

ای ز كرامت شده غمخوار من

اشك تو در چشم گهربار من

نام تو و ذكر تو گفتار من

سامرۀ توست دل زار من

ای حرم دل ز تو بیت الحرام

سیّدنا حضرت هادی سلام

ای غمت از جور عدو بی حساب

ای جگر شیعه برایت كباب

دیده مدام از متوكل عذاب

از چه تو را برد به بزم شراب

خوب گرفتند ز تو احترام

سیّدنا حضرت هادی سلام

خون عوض اشك فشانم همه

نیست به سوز جگرم خاتمه

ناله شده بر لب من زمزمه

بزم شراب و پسر فاطمه

سوزد از این غم جگرم صبح و شام

سیّدنا حضرت هادی سلام

حیف كه ای بضعۀ پاك جواد

خصم ستم پیشه تو را زهر داد

داغ تو را بر دل عالم نهاد

دور تو كم بود و مصائب زیاد

عمر تو با خون جگر شد تمام

سیّدنا حضرت هادی سلام

سینه ز سوز مِحَن ات سوخت سوخت

شمع صفت جان و تنت سوخت سوخت

شیعه به هر انجمنت سوخت سوخت

آه كه قلب حسنت سوخت سوخت

اشك فشاند ز فراقت مدام

سیّدنا حضرت هادی سلام

حیف كه شد صحن و سرایت خراب

زائر قبر تو شده آفتاب

غربت تو كرده دلم را كباب

خون چكد از دیده به جای گلاب

سوخت از این غم جگر خاص و عام

سیّدنا حضرت هادی سلام

 

  غلامرضاسازگار

نجل جواد ابن الرضا

علی ولی الله

ای نجل جواد، ابن رضا، حضرت هادی

بگرفته حسن بر تو عزا حضرت هادی

یک عمر ستم دیـده ز جور «متوکل»

در آینۀ صبح و مسا حضرت هـادی

دل سوخته از طعنه و از زخم زبان‌ها

خونین جگر از زهر جفا حضرت هادی

بردند همان شب که سوی بـزم شرابت

چون از تو نکردند حیا؟ حضرت هادی

افسوس که کشتند تـو را از ره بیـداد

بی جرم و گنه، قوم دغا حضرت هادی

افسوس، به جور از حرم مادر و جدت

گشتی تو غریبانه جدا حضرت هادی

کس از غم ناگفته‌ات ای یوسف زهرا

آگاه نشد غیر خـدا حضرت هـادی

کشتند تو را در دل غربت، به چه جرمی؟

ای جان جهانت بـه فدا! حضرت هادی

بزم می و خون دل و حبسِ ستم و زهر

حق تو عجب گشت ادا حضرت هادی

در ماتـم تـو ای خلف پـاک پیمبـر

شد سامره چون کرب و بلا حضرت هادی

"میثم" به تو و غربت تو اشک فشاند

ای کشتۀ بی‌جرم و خطا حضرت هادی

 

غلامرضاسازگار